دكتر عقيقى بخشايشي
595
چهارده نور پاك ( فارسي )
نويسندهء كتاب " مقتل " - كه از امام صادق روايت شده است - در تفسير اين آيهء شريفه مطلبى را نقل مىكند كه مورد پذيرش عقل است . او مىنويسد : " ما در جنگ نهاوند ( يا جنگ ديگرى ) شركت كرده بوديم . مسلمانان صفوف جنگ را منظم كردند و دشمن نيز برابر ما صف كشيد . در هيچ جنگى صفوفى به اين طول و عرض نديده بودم . رومى ها پشت به ديوار شهر خويش داده بودند و آمادهء جنگ مى شدند . در اين هنگام مردى از صف مسلمانان به دشمن حمله كرد . مردم گفتند : " لا إله الا الله القى نفسه الى التهلكة " " اى واى ! اين شخص با دست خود ، مرگ و هلاكت را براى خود آماده كرد " . ابو ايوب انصارى كه حضور داشت گفت : " شما اين آيه را تأويل به مردى مى كنيد كه با حملهء خويش شهادت را خواستار گرديد ؟ در صورتى كه چنين نيست . اين آيه در حق ما نازل شده است ، زيرا ما مشغول يارى رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) شده بوديم و دست از خانواده و اموال خويش برداشتيم و اقدام به اصلاح امور خود نكرديم تا امور و زندگى ما از هم پاشيد . پس از آن ، تصميم گرفتيم كه از يارى پيغمبر تخلف نماييم تا به زندگى و اموال خود سر و صورت بدهيم . لذا اين آيه نازل شد : * ( ولا تلقوا بأيديكم الى التهلكة ) * معنى آيه اين است كه اگر از يارى رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) تخلف كنيد و در خانه بنشينيد ، با دست خود به سوى بدبختى و هلاكت رفته ايد و خداوند را بر خود غضبناك ساخته ايد . در واقع اين آيه رد بر ما بود كه تصميم داشتيم در خانهء خود بمانيم . اين آيه تحريض بر جنگ با دشمنان اسلام است و هرگز در حق كسى كه به دشمن حمله كند و اصحاب خود را نيز براى شهادت و رسيدن به اجر آخرت ، تحريك و اقدام به جهاد في سبيل الله كند نازل نگشته است " . ما در مقدمهء كتاب گفتيم كه اولياى خدا در راه حق ، از جراحات شمشير و نيزه وحشت ندارند و مطالب ديگرى كه در اين كتاب بازگو مى كنيم ، پرده از حقايق اين موضوع برمىدارد . مهاجرت حسين ( عليه السلام ) از مدينه محدثان پس از شرح ملاقات حسين ( عليه السلام ) با وليد بن عتبه و مروان مى نويسند : صبح همان روز كه سوم شعبان سال 60 هجرى بود ، حسين ( عليه السلام ) به سوى مكه حركت كرد و بقيه ماه